X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1389

.ایشان درنهضت عاشوراهمراه پدروجد خود ،شاهد پیمان شکنی ودنیا طلبی مسلمانان وتنها گذاردن حق به نفع دنیاداران بوده است.اوهمراه اسیران ناظر گفتار پدر وعمه اش بردروازه کوفه ودر بارگاه ظلم وجنایت یزید بوده است وهمه تجربیات ایشان اورا به آنجا رساند که تاوقتی احمق هاچماق دست زیرک ها هستند ودنیا طلبان بالباس دین برای تصاحب دنیا وارد می شوند حرکت های اصلاحی موفق نخواهند شد

امام محمد باقر (ع)فرزندامام علی بن الحسین بن علی علیهم السلام امام پنجم شیعیان در روز جمعه یا دوشنبه یا سه شنبه اول ماه رجب سال ۵۷ هجری ، در مدینه به دنیا آمد و در سال ۱۱۴ هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت۵۷ سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی سی وپنج سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش امامت شیعیان را عهده دار بوده است. امام باقر (ع) در مدت امامت خود چند صباحی از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد و سرانجام در روزگار خلافت هشام بن عبد الملک وفات یافت.مادر آن حضرت، فاطمه دختر حسن بن علی بود که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است. بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی به شمار می آید. بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به دنیا آمده است.ایشان درنهضت عاشوراهمراه پدروجد خود ،شاهد پیمان شکنی ودنیا طلبی مسلمانان وتنها گذاردن حق به نفع دنیاداران بوده است.اوهمراه اسیران ناظر گفتار پدر وعمه اش بردروازه کوفه ودر بارگاه ظلم وجنایت یزید بوده است وهمه تجربیات ایشان اورا به آنجا رساند که تاوقتی احمق هاچماق دست زیرک ها هستند ودنیا طلبان بالباس دین برای تصاحب دنیا وارد می شوند حرکت های اصلاحی موفق نخواهند شد لذا درپاسخ درخواستهای انقلابیون برای مبارزه علیه بنی امیه ایشان را به کار فرهنگی وآگاهی  اجتماعی فراخواند وخودباایجاد کلاس های درس درقالب فقه واصول به این مهم پرداخت تاجایی که محققان بر این عقیده اند که امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در حقیقت بنیانگذار دانشگاه اهل البیت هستند که حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است .اصول اربعمائه همان رساله های چهار صد گانه ای است که در میان محدثان شیعه، به عنوان کتب اصول شناخته می شود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار می آید، و چه بسا بیشتر محتویات کتب چهارگانه شیعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار) از همین رساله های اربعمائه گرفته شده باشد: (سیرة الائمة الاثنی عشر ج ۲ص۲۰۲) وبرای وحدت وهمبستگی اجتماعی به ترویج گذشت وهمدلی ودگر دوستی وپذیرش عقاید مختلف در قالب اخلاق پرداخت که برای نمایاندن این ویژگی ارزشمند در زندگی آن حضرت نقل این دوحدیث کافی است  بحار الأنوار ج‏۴۶ ص : ۲۸۹و اعیان الشیعة ج۱ص۶۵۳ :  وَ قَالَ لَهُ نَصْرَانِیٌّ أَنْتَ بَقَرٌ قَالَ لَا أَنَا بَاقِرٌ- قَالَ أَنْتَ ابْنُ الطَّبَّاخَةِ قَالَ ذَاکَ حِرْفَتُهَا- قَالَ أَنْتَ ابْنُ السَّوْدَاءِ الزِّنْجِیَّةِ الْبَذِیَّةِ- قَالَ إِنْ کُنْتَ صَدَقْتَ غَفَرَ اللَّهُ لَهَا- وَ إِنْ کُنْتَ کَذَبْتَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ- قَالَ فَأَسْلَمَ النَّصْرَانِی

مردی غیر مسلمان (نصرانی) در یکی از روزها با امام باقر (ع) روبرو شد.آن مرد به دلیلی نامشخص نسبت به آن حضرت، کینه داشت، از این رو دهان به بدگویی گشود و با تغییر اندکی در اسم امام باقر (ع) گفت: تو بقر (گاو) هستی! امام بدون این که خشمناک شود و عکس العمل شدیدی نشان دهد، با آرامش خاصی فرمود: من باقرم .مرد نصرانی که از سخن قبل به مقصود نرسیده بود و احساس می کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زنی آشپز هستی! امام فرمود: این حرفه او بوده است (و ننگ و عاری برای او نخواهد بود) مرد نصرانی، پا فراتر نهاد و با گستاخی هر چه تمامتر گفت: تو فرزند زنی سیاه چرده و زنگی و...هستی! امام (ع) فرمود: اگر تو راست می گویی و مادرم آن گونه که تو توصیف می کنی بوده است، پس از خداوند می خواهم او را بیامرزد، و اگر ادعاهای تو دروغ و بی اساس است، از خداوند می خواهم که تو را بیامرزد! در این لحظه، مرد نصرانی که شاهد حلم و بردباری اعجاب انگیز امام باقر (ع) بود و مشاهده کرد که این شخصیت اصیل و پر نفوذ، علیرغم پایگاه عظیم اجتماعی و علمی خود که صدها شاگرد از درس او بهره می گیرند و در میان قریش و بنی هاشم از ارج و منزلت و حمایت برخوردار است، به جای عکس العمل منفی و مقابله به مثل در برابر بد زبانیهای او، چون کوه صبر و شکیبایی، آرام و مطمئن ایستاده و با او سخن می گوید، در وجدان خویش، خود را محکوم وشکست خورده یافت، و بی تأمل از گفته های خود معذرت خواهی کرد و اسلام آورد .

 الکافی    ج‏۲  ص  ۳۸۲:جهت اختصار ازآوردن متن عربی خوداری کرده وبرای درامان بودن به ترجمه اصول کافی جناب مصطفوی بسنده می کنیم تحلیل وتطبیق به عهده خواننده گرامی:  زراره گوید: من و حمران- یا من و بکیر- خدمت امام محمد باقر علیه السّلام شرفیاب شدیم، من بوى عرض کردم: ما خود را تراز کنیم (و بسنجیم) فرمود: تراز چیست؟ عرضکردم: ریسمانکار (بنایان) پس هر کس با ما موافقت داشت چه علوى باشد (و منسوب بامیر المؤمنین علیه السّلام باشد) چه غیر او را دوست‏داریم (یا با او دوستى کنیم) و هر که با ما مخالف بود چه علوى باشد چه غیر او از او بیزارى جوئیم؟(خود وگروه شان راملاک حق قرار دادند) پس بمن فرمود: اى زراره گفتار خداوند از گفته تو درست‏تر است، پس کجایند آنها که خداى عز و جل (در باره‏شان) فرماید: «مگر ناتوانان از مردان و زنان و کودکان که نه چاره دارند و نه راه بجائى برند» (سوره نساء آیه ۹۸) کجایند آنان که بامید خدایند؟ کجایند آنان که کار نیک را با کردار بد بهم آمیختند؟ کجایند اصحاب اعراف؟( اصحاب اعراف مردمى هستند که گناه و ثوابشان بر هم ترجیح ندارد تا به بهشت روند یا به دوزخ و در اعراف بمانند تا خدا چه خواهد) کجایند مؤلفة قلوبهم؟ (یعنى دل بدست آوردگان، و آنها دسته‏اى از اشراف زمان رسول خدا (ص) بودند که آن حضرت سهمى از زکاة بآنها میداد که دل آنها را بدست آورد و براى جنگ با دشمنان اسلام بآنان استعانت جوید).حماد (از قول زراره) در این حدیث افزوده است: که آواز امام باقر علیه السلام و صداى من بلند شد تا حدى که هر که در خانه بود مى‏شنید.(یعنی این که امام نسبت به همه اصناف اجتماعی نظر دارند وهمه را به گونه ای صاحب حقی می دانند)و جمیل از قول زراره در حدیث افزوده است: (زراره گفت:) همین که سخن میان من و آن حضرت بدراز کشید بمن فرمود: (آیا) بر خداوند حتم است که گمراهان را ببهشت نبرد؟.( پس عفو ورحمت خدا چه می شود)