X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1389

تولد خانم زینب کبری(س)، تجلی ایمان، عشق ، صبر، اخلاص و عفت برای درهم کوبیدن عربده جویی های قدرت طلبان وخیانت کاران غاصب والگوی عِلمی و عَملی زن مسئول و متعهد در همه ی زمان ها و در همه ی زمینه ها شد. در روز پنجم از ماه پنجم، در سال پنجم هجری قمری(۵/۵/۵)، درسکوت جاری لحظه ها، در خانه ی کوچک وگلین علی(ع) و فاطمه(س) غنچه ی یاسی می شکفد و عطر آن در مدینه می پیچد و منادی غیب، نوید به دنیا آمدن دختری را می دهد که با آمدنش لبخند برلبان جدش رسول الله نشاند. پیامبر رحمت او را درآغوش می گیرد، به سینه می چسباند، درگوش او آیات الهی را نجوا می کند؛ به علی(ع) و زهرا(س) تبریک می گوید و نوزاد را زینب نام می نهد. زینب،"زینت پدر"؛ پدری که خود آیینه ی تمام نمای حق وعدالت و زیبایی هاست. آری روزها، هفته ها، ماه ها، و سال ها می گذرند وآن ریحانه ی هستی در بوستان نزول وحی بزرگ می شود. آن تربیت یافته ی مکتب ایمان علی وپرورش یافته ی دامن زهرا قد می کشد، تا بلندای تاریخ بشریت. زمان می گذرد، بر اسلام و مسلمانان، گذشت آنچه گذشت، ازجنگ بدر، احد، خندق، خیبر تا فتح مکه، اما بیست وهشتم صفرسال یازدهم هجری، نقطه ی عطفی درتاریخ و زندگی اهل البیت است. در آن زمان لشگراسلام در راه جنگ موته بود و بزرگان مهاجر و انصار در سقیفه برای تعیین خلیفه!؟ اما در خانه ی وحی، چشمان نگران اهل البیت به بستری است که مرکبی شده است برای عروج ملکوتی پیامبر رحمت. فاطمه(س) درمیان آن جمع کوچک، دست دختر خردسالش را گرفته و به کنار پدر می نشیند تا در اولین درس، آخرین ماموریت را بیاموزد: زینبم بزودی من هم به پدر ملحق خواهم شد؛ از آن پس تو، هم مادرِ پدر و هم یاور برادرانت خواهی بود. در راه تحقق حق، مقاوم و صبور باش.... با او ازآینده می گوید وآن چه او باید انجام دهد. ازفردای رحلت پیامبر(ص)، زینب(س) همراه با مادر _ آموزگار مکتب حق و آزادگی _ راه عملی مبارزه با ظلم و خودکامگی را آغاز می کند. او در آن هفتاد و پنج و یا نود روز عمر فاطمه(س) بعد از پیامبر، در راه احقاق حق چنان آموخت، که چنین قیامتی برپا نمود. زینب در مجلس سخنرانیِ مادرش در دفاع از حقوق اهل البیت و فدک حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به یاد می سپرد به طوری که خود، یکی از راویان آن خطبه به شمار می‌آید. او از مادرش آموخت که چگونه باید در مقابل غاصبان حق و دغلکاران ایستادگی کرد و آنان را رسوا نمود. او آماده می‌شد که با سخنان خود در بازار کوفه و کاخ ابن زیاد و یزید، ظلم و جنایت حاکمیت را برملا سازد و از حق دفاع کند. زینب(س) آموخت ازهر حادثه و ستمی که بر او و جامعه ی او می شود چگونه جهت تعالی فردی و اجتماعی استفاده کند. زینب، شش ساله بود که جد و مادر خود را از دست داد و در سی وپنج سالگی پدرش علی(ع) را با فرق شکافته در محراب مسجدِ خون گرفته ی کوفه دید در چهل و پنج سالگی شاهد شهادت برادر بزرگ خود امام حسن(ع) بود. در پنجاه و پنج سالگی همراه کاروان آزادگی به کربلا هجرت نمود و بعد از قیامت عاشورا، پیام رسانِ وارث همه ی پیامبران، یعنی امام حسین(ع) شد تا به همه ی انسان ها در همه ی عصر ها و نسل ها چگونه زیستن را بیاموزد و با عمل خود تثبیت کند که آن چه مایه ی جاودانگی عاشورا شد؛ پیام اسیرانِ آزادی بخش بوده است و اگر نه، بسیار قیام ها که در تاریخ گم شدند و یا بی فروغ ماندند .