X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1388

  دمکراسی فقط درعرصه سیاست نیست که بایدتجلی پیداکنددرعرصه فرهنگ واقتصادوزندگی اجتماعی هم باید نمود داشته باشد احزاب،گروه هاو افرادی که ازمردم وآزادی دم میزنند موظف اند راه کارهای شرکت همه جانبه توده هارابرای حضورآگاهانه فراهم کنند واین ممکن نیست مگر به تحقق اموری که بخشی ازآن رابررسی میکنیم                                                                                                                                                                                                                                                                                      

    

اول: آموزش واینکه مردم رامتوجه کننددرچه وضعیتی هستند وباید به کجابرسند به قول آنتوان چخوف، یکی ازنویسندگان روس: ( همه آن چه می خواستم آن بود که صادقانه به مردم بگویم“ نگاه کنید به خودتان  نگاه کنید چه زندگی بد و ملال انگیزی را می گذرانید.” این مهم ترین چیزی است که مردم باید دریابند. و وقتی آن را به درستی دریافتند، بی گمان زندگی تازه و بهتری خواهند آفرید... انسان زمانی بهتر خواهد شد که او را چنان که هست به خودش بنمایانیم). یعنی اینکه دریک جامعه مسلمان به باور برسیم بهترین وکارآمدترین طریق وصول به جامعه مدنی قانون گرا آموزش معارف معطل مانده  است که ریشه درعمق باور وعاطفه مردم دارد مانندهمین کلام مولی در (نهج البلاغه نامه31 وَلا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّا: بنده دیگری مباش درحالی که خداوند تراآزادآفریده)که می تواند موجب خود باوری وعدالت طلبی فردگردد البته باروشهای مناسب توسط افرادی به باوررسیده وعامل.

  دوم: تلاش درجهت ایجادراه کار وبرنامه ریزی برای توزیع عادلانه درتمامی زمینه ها زیرا نابرابری وتبعیض بخشی ازافراد راازحقوقشان محروم می کند وبه انزوا می کشاند واین امرموجب عدم مشارکت آنان خواهدشد  و به فرمایش مولاعلی ع کلمات قصار (:وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ.: فقر و ندارى، انسان زیرک را از بیان دلیلش لال مى‏کند و بینوا در شهر خود غریب است)ولذازمینه سازی حضور محرومان درعرصه مشارکت عمومی هم دموکراسی است وهم ابزاردموکراسی  به عبارت دیگر، تامین ثبات بلند مدت، درگرو مشارکت عموم گرایش‌هاواقشار جامعه در اموراجتماعی وسیاست است ومشارکت نیازمنداحساس شخصیت وآرامش خاطرورفاه اجتماعی است و تامین رفاه عمومی نیز دولتی کارآمد را می‌طلبد و کارآمدی هم جز از طریق جلب رضایت عمومی میسر نیست و این نیز به نوبه خود فقط از راه مشارکت همه طبقات و اقشار اجتماعی در روند تصمیم‌گیری‌ها به دست می‌آید. به دیگر سخن  ثبات بلند مدت و رفاه اجتماعی، هردو نیازمند تحقق آزادی است و تنها ضامن آزادی، مدارا و مشارکت حداکثری و آموزشهای سیاسی وفرهنگی است.که بایدباجذب وآموزش مردم به این مهم پرداخته شود

سوم:پرداختن به مسائل فرهنگی .درجامعه ما گروهی براین عقیده اند که دین را عرفی کنند به این معنا که هرچه را مردم به پسندند همان مطلوب ومقبول است ودسته دیگرمعتقداند که باید بافهم جدیدومتناسب با مسائل روز و مقتضیات زمان،عرف مردم وقوانین رادینی کرد درحال حاضرجامعه ما دریک تقسیم بندی کلی در میان دو گرایش عمدهً محافظه کاران و نواندیشان دینی قرار گرفته است. نخستین گرایش به بنیادگرائی به معنای اعم  باور دارد و گرایش دوم به ابداع و نوآوری می اندیشد. در چشم انداز کنونی راهی وجود ندارد جز اینکه از بحرانهای موجود که در تمامی سطوح جامعه حضور دارد، گذرکرده و آنها را پشت سر بگذاریم و در جهت وصول به یک نظام مطلوب قرارگیریم تا بتوانیم از آن طریق قدرت و توانایی فردی،و اجتماعی و حتی رویاءها و آرزوهای خویش را تقویت و توسعه بخشیم بی شک بسط آزادی در جامعه و فرهنگ ما رکن اساسی و نگاهی جدی است که جزئی از یک نظام آموزشی مدرن را صورت می بخشد. در این جا، منظور ما از توسعه آزادی، تنهاکاربرد سیاسی آن مدنظر نمی باشد.معمولا هرگاه صحبت از آزادی می شود کاربرد سیاسی آن به اذهان مبادرت می کند که مضمون آزادی احزاب سیاسی، انتشار روزنامه ها و رسانه های خبری را دربردارد.اما در این گفتار، موضوع مورد توجه گونه ای آزادی مطلوب در جامعه است که فراتر از چارچوب های سیاسی آن مفهوم می یابد، اگر چه نمی توان آزادی سیاسی را کم ارزش تلقی کرد و نسبت به آن، بی توجه بود.با این وصف، آزادی مورد نظر ما دارای جوهرهً اندیشه، کنکاش، و گفتگوی متقابل بدون تعیین پیش شرط و مانع است. در این معنا، برای متفکران و محققان در دستیابی به هدف معین، از قبل تعیین تکلیفی صورت نمی گیرد وباتحقیق علمی متقن به نتایج مسائل می رسیم. تمامی اطلاعات و داده ها دلالت بر تلاش جمعی و همگانی نخبگان جامعه ما برای رسیدن به مفهوم حقیقی چند حزبی سیاسی است. ماباید با تمامی توان خود در این جهت تلاش کنیم تا از قالب صوری و مجرد چند حزبی بودن، گذر کرده و به اصل حقیقی “چرخش قدرت” دست یابیم که در آن قدرت در دست همگان و بدون مانع به چرخش در آید. برای نیل به این مقصد، هنوز راهی بس طولانی در پیش روی خود داریم. جامعه “ چند صدائی” را نمی توان به صرف اقرار به آن در حد و اندازه  “ چرخش قدرت” کافی دانست. اگر در همین حد و مرز باقی بمانیم، بدلیل بافت دیکتاتوری و بوروکراسی ساختاری حاکم بر اذهان و  سازمان های سیاسی زمینه های بازگشت به دوره استبدادی همواره وجود خواهد داشت. از سوی دیگر آن ساختاری مطلوب بنظر می رسد، که در آن جایگاه حقیقی آزادی جا یافته باشد، نه فقط کارکردهای شکلی و مجرد دموکراسی سیاسی، آنهم در چارچوب زاویه دیدهای تنگ و انحصاری آن که در جامعه بدان عمل می شود  بدیهی است بدون گذرانیدن دوره روشنگری، بستری برای تحقیق،ابداع و خلاقیت وجود نخواهد داشت. حرکت به سوی رشد و توسعه در تمامی سطوح و لایه های جامعه همواره با ایجاد فضایی با ثبات و پردوام لازم و ضروری بنظر می آید. ما باید در مسیر دستیابی به شرایطی که حوزه کنکاش و گفتگوی بدون قید و شرط را فراهم می سازد، جهد و جدیت ورزیم. و تنها شرطی که در این جهت می توان قائل گردید تلاش مستمر به سوی نوآوری و آزادی در هر جا که باشد، است. افرادی که از “آزادی” می هراسند، برای مقابله با آن در پشت سر مسائلی چون امنیت اجتماعی سنگر می گیرند و آن را دستاویز خود قرار می دهند.آنان برای تهدید آزادی در جامعه به مسئله عدم استعداد ذهنی و عقلی مردم و پائین بودن سطح فکری آنها تکیه می کنند. تمامی موانعی را که صاحبان قدرت ضد آزادی بوجود می آورند، باعث آن می گردد تا ما موفق به عبور از مشکلات کنونی نشویم و همچنان درجابزنیم. گذر از این وضعیت ما را با معضلات متعددی مواجه خواهد ساخت و بهای آن را نیز باید پرداخت. ما به آنانی که از آزادی می ترسند و با آن به ستیز و ضدیت می پردازند، می گوئیم که باید از تشویق به سکون وایستائی توده های مردم و اندیشمندان و ذهن های مبتکر و آفریننده دست برداشت وازترس مرگ خودکشی نکرد وبه این نتیجه برسیم که آزادی اندیشه وتفکر ونقدو بیان راهی است برای رسیدن به جامعیت جامعه    والسلام